سوره ی "تو"
هر بار که تو را می بینم
پیامبری در آغوشم بعثت می کند
که ایمان و اعجاز از چشمانش
سر ریز می شود
و قسم به تو
که حق تلاوت نامت را
جز آن هنگام که خیره در من می نگری
ادا نتوانم کرد..
قسم به تو
که هنوز - و پنداری تا همیشه -
در قعر اندوه من نفس تازه می کنی
و تو چه میدانی در من که بوده ای؟
و تو چه میدانی اندوه چیست؟
- ای دوریت
آزمون تلخ زنده به گوری!-
هر بار که تو را می بینم
پیامبری در چشمانم بعثت می کند
به دنبال برکه ای
که سرریز شود از ایمانش
و این رسالت را
در اعجاز دستان تو
به پایان برساند..
هشتم خردادماه سنه ی هزار و سیصد و نود و نه خورشیدی
ناهید
پ.ن: بیمار خنده های تو ام.. بیشتر بخند :)
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 11:38 توسط نیها
|